مجنون خدا باشيم نه ليلي

امشب شب دوم ماه رجب است ماهي كه به فرموده پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله ) ماه توبه و استغفار بندگان خاطي و گنه كار اوست . نه بهتر است بگوييم ماه توبه و انابه كج رفتگان صراط هستند . چرا كه همه آدم ها آرزويي وصال معشوقي را دارند و در تمامي لحظات زندگاني خويش در فكر و خاط اويند و آتش هجران دامن وجودشان را در برگرفته و تا وصال را نچشند از اين غم خلاصي نمييابند .

حقيقت آن است كه در اين عالم آدمي بي معشوق و معبود يافت نمي شود . يكي عاشق خدا و ديگري شيطان . محمد عاشق بندگي و ابو سفيان عاشق طغيان. مرتضي عاشق شهيد و كامران عاشق شهين .هركس عشقي دارد و اين عشق نهاده شده در دل او ست . اما چرا معشوق ها مختلف هستند و ليلي علي با ليلي معاويه اززمين تا آسمان كه نه از زمين تا عرش است . چرا ؟

سوال اين است ما راه گم كرده ايم يا حق با ماست كه عاشق ليلاي دنيا باشيم ؟ جواب كدام است؟ مي ترسم بگويم اما حقيقت اين است كه من راه را اشتباه رفته ام ليلاي خويش را نيافته ام و با تصوير او زندگي كردم . بيايد حقيقت را قبول كنيم ما ليلاي خويش را در او بايد پيدا كنيم نه در شهين و كامران ، نه در ريال و دلار ، نه در طغيان و ظلمت . بيايد مجنون خدا باشيم نه ليلي دنيا . آخر داستان ليلي ومجنون چه بود نه آخر داستان خسرو و شيرين چه ؟ به همه ليلي هاي غير خدا كه نگاه مي كنم مي بينم يا او مرا ترك مي كند و با ديگري عيش مي كند و يا من او را ترك مي كنم و با ديگري كيف . اگر هم من و او وفادار باشيم آخركم مي مرگ ما را در آغوش مي گيرد . چرا با دلبري نباشيم كه براي ما اقرب است از حبل الوريد و انيس ما ست در بي كسي . مگر ما دعاي جوشن نمي خوانيم ؟ كميل چطور . يادم رفته بود جوشن جامعه ما رپ است و كميلش پارتي . چرا اشتباه ؟ چرا اصرار بر اشتباه :

گر گبر و كافر بت پرستي باز آ                     گر صد بار توبه شكستي باز آ

شعر پائين را بخوانيد خوب بخوانيد و فكر كنيد نه آنكه بخوانيد و فراموش كنيد :

 

يك شبى مجنون نمازش را شكست

بي وضودركوچه ى ليلانشست

عشق،آن شب مست مستش كرده بود

فارغ از جام الستش كرده بود..!

گفت يارب ازچه خوارم كرده اى

برصليب عشق دارم كرده اى...

خسته ام زين عشق دل خونم نكن..

من كه مجنونم، تومجنونم نكن...

مرداين بازيچه ديگر نيستم...

اين تو وليلاى تو...من نيستم

گفت اى ديوانه، ليلايت منم...

در رگت پنهان و پيدايت منم...

سالها با جورليلا ساختى...

من كنارت بودم ونشناختى...!!!

حقيقت اين است ما عشق را اشتباه يافتيم آنچه بايد عاشقش باشيم اوست نه ليلي من و تو هر چه خواست باشد .

بيايد خميني و قاضي باشيم نه معاويه و يزيد .

 



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود سواري | ۱۵ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۲:۰۴:۰۷ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

خوشامد عرض ميكنيم به همه‌ى برادران عزيز، خواهران عزيز كه در اين جمع نورانى حضور داريد. بحمداللَّه علماى محترم، فضلاى گرامى، طلاب عزيز، اساتيد و مديران حوزه‌ى علميه‌ى قم، همه در اين جمع تشريف داريد و جمع ممتاز و كم‌نظيرى است.

 مناسبت هم مناسبت تبليغ است؛ يعنى در واقع كار اصلى و جوهرى من و شما. ايام هم ايام كاملاً مناسبى است و ايام الهام‌بخشى است؛ ديروز، روز مبارك مباهله بود؛ چند روز ديگر ايام محرّم شروع خواهد شد؛ روز بيست و هفتم آذر - چند روز ديگر - روز پيوند يا وحدت حوزه و دانشگاه است. همه‌ى اين مناسبتها براى ما كه كمربسته‌ى تبليغ دين و ابلاغ حقيقت به دلها و ذهنها هستيم، مناسبتهاى مهم و درس‌آموزى است.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود سواري | ۲ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۱۲:۱۳ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود سواري | ۲ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۱۲:۱۳ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

نام مبارك امام پنجم محمد بود .

لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ,بدین جهت كه : دریاى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .

القاب دیگرى مانند شاكر و صابر و هادى نیز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هریك بازگوینده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

كنیه امام ابوجعفر بود .



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود سواري | ۲ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۱۲:۱۳ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |

- چه بسا شخص حریص بر امری از امور دنیا ، که بدان دست یافته و باعث نافرجامی و بدبختی او گردیده است ، و چه بسا کسی که برای امری از امور آخرت کراهت داشته و بدان رسیده ، ولی به وسیله آن سعادتمند گردیده است . بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (166)

--------------------------------------------------------------------------------

2- تو را به پنج چیز سفارش می کنم : اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن ، اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن ، اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بیتابی مکن .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (167)



ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود سواري | ۲ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۱۲:۱۳ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |